اصطلاحات کلیدی طراحی دیجیتال، UX/UI، فناوری و محصول — با توضیح فارسی و معادل انگلیسی.
طراحی محصولات بهگونهای که همهی کاربران — از جمله افراد دارای معلولیت — بتوانند از آن استفاده کنند.
رویکردی در توسعه محصول که بر تکرار سریع، بازخورد و سازگاری تأکید دارد.
رابطی که به سیستمهای نرمافزاری امکان تبادل داده و ارتباط با یکدیگر را میدهد.
فهرست اولویتبندیشدهای از ویژگیها، وظایف و ایدهها که تیم محصول باید انجام دهد.
روش تولید ایدههای خلاقانه بهصورت گروهی، بدون قضاوت اولیه.
دکمه یا لینکی که کاربر را به انجام یک عمل مشخص تشویق میکند، مثل «ثبتنام».
واحد قابل استفادهی مجدد در رابط کاربری که میتواند در بخشهای مختلف محصول به کار برود.
مجموعهای از استانداردها، توکنها و کامپوننتها که برای هماهنگی طراحی و توسعه در مقیاس بزرگ استفاده میشود.
رویکردی انسانمحور برای حل مسئله که بر همدلی، تعریف مسئله، ایدهپردازی، نمونهسازی و تست استوار است.
نام کنفرانس سالانه طراحی و فناوری در ادینبرو، اسکاتلند؛ به معنای «طراحی کن، بساز».
ابزاری برای درک بهتر کاربر: چه میگوید، چه میکند، چه میاندیشد و چه احساسی دارد.
ابزار طراحی رابط کاربری و نمونهسازی تعاملی که در تیمهای محصول محبوبیت زیادی دارد.
بخش ظاهری و تعاملی یک وبسایت یا اپلیکیشن که کاربر مستقیماً با آن در تعامل است.
سیستمی از ستونها و حاشیهها که برای ایجاد هماهنگی بصری در طراحی استفاده میشود.
نمونهای از محصول که به نسخهی نهایی بسیار نزدیک است و شامل تعاملات واقعی میشود.
طراحی رفتار و واکنشهای محصول در برابر اقدامات کاربر.
سازماندهی و ساختاردهی محتوا بهگونهای که کاربر بتواند بهراحتی اطلاعات را پیدا کند.
نمایش بصری مسیر کاربر در تعامل با محصول، از اولین آشنایی تا استفادهی مداوم.
معیاری قابل اندازهگیری برای سنجش موفقیت یک محصول یا فرایند.
نمونهی ساده و اولیه از یک ایده، معمولاً با طراحی ساده یا اسکچ دستی.
نسخهای از محصول که حداقل ویژگیهای لازم برای آزمایش فرضیات را دارد.
سیستم حرکت کاربر در میان بخشهای مختلف محصول.
چارچوبی برای تعریف اهداف و نتایج قابل اندازهگیری در سازمان.
نمایندهی خیالی از یک گروه کاربری واقعی، با ویژگیها و نیازهای مشخص.
نسخهی اولیه و آزمایشی از یک محصول که برای تست ایدهها استفاده میشود.
روشهای پژوهش که بر درک عمیق تجربههای کاربر تمرکز دارند (مانند مصاحبه).
طراحی محصول بهگونهای که در دستگاههای مختلف (موبایل، تبلت، دسکتاپ) بهخوبی نمایش داده شود.
برنامهی زمانی و اولویتبندیشده برای توسعهی محصول در آینده.
یکی از چارچوبهای چابک برای مدیریت پروژههای نرمافزاری با دورههای کوتاه (اسپرینت).
هر فرد یا گروهی که از نتیجهی پروژه تأثیر میگیرد یا به آن علاقهمند است.
هنر انتخاب و ترکیب فونتها برای ایجاد هماهنگی بصری و خوانایی بهتر.
میزان آسانی استفاده از یک محصول برای کاربران در رسیدن به اهدافشان.
مسیر گامبهگام کاربر در تعامل با محصول برای رسیدن به یک هدف مشخص.
مجموعهی احساسات و تجربههای کاربر هنگام تعامل با یک محصول دیجیتال.
بخش بصری و تعاملی محصول که کاربر با آن ارتباط برقرار میکند.
دلیل اصلی که کاربر باید محصول شما را انتخاب کند.
استانداردهای بینالمللی برای طراحی دسترسپذیر وب.
طرح اولیه و سادهی یک صفحه که ساختار و چیدمان را نشان میدهد، بدون جزئیات بصری.
زبانی برای ذخیره و انتقال دادههای ساختیافته.
اصل طراحی که بر خودداری از پیادهسازی ویژگیهای غیرضروری تأکید دارد.
وضعیت اولیهی یک محصول یا صفحه، پیش از آنکه کاربر دادهای وارد کند.